کلمهی «قلابی» در فارسی به معنای تقلبی، فیک، غیر اصل، بدل یا ساختگی است و برای چیزی به کار میرود که اصالت ندارد و به صورت مصنوعی یا جعلی ساخته شده است. این واژه معمولاً در توصیف کالاها، مدارک، آثار هنری، برندها یا هر چیزی که نسخهی اصلی آن وجود دارد، استفاده میشود و بار معنایی منفی دارد، زیرا نشاندهندهی بیاعتباری و عدم صداقت در تولید یا ارائه است. «قلابی» به وضوح با مفاهیمی مانند اصلی، واقعی و معتبر در تضاد است و اشاره به فریب، تقلید یا جعل دارد. در مکالمات روزمره، وقتی گفته میشود چیزی قلابی است، منظور این است که آن شیء یا محصول اصلی نیست و کیفیت، اصالت یا ارزش واقعی ندارد. از نظر معنایی، «قلابی» با واژههایی مانند تقلبی، جعلی، فیک، بدل، ساختگی و غیر واقعی هممعنی است و بار معنایی منفی و هشداردهنده دارد.
قلابی
لغت نامه دهخدا
قلابی. [ ق ُل ْ لا ] ( ص ) مصنوع. مُزَوَّر. قلب. ساختگی.بدل. عملی. || پول قلب. ( ناظم الاطباء ). ناسره. || مردم دغاباز. ( ناظم الاطباء ). مجازاً هر مکار و دغل را گویند. ( آنندراج ):
مژه بر هم بهشت را دیدم
دور ازین زاهدان قلابی.طالب آملی ( از آنندراج ). || کسی که سکه ناروا زند. ( آنندراج ):
به دست بوالهوس داغی که می بینی ز عشق او
زری باشد که قلابی به نام شاه میسازد.شفیع اثر ( از آنندراج ).
فرهنگ معین
(قُ لّ ) (ص نسب. ) ۱ - تقلبی. ۲ - مکار، حقه باز.
فرهنگ عمید
تقلبی، ساختگی، بدل، ناسره.
فرهنگ فارسی
۱ - تقلبی: این اسکناس قلابی است: پس یقین آن سگ بی دین عملش قلابی است ایها الناس بگیرید که این هم بابی است. ۲ - حقه باز مکار ۳ - ( اسم ) پول قلب. یا سکه قلابی. سکه تقلبی. توضیح صحیح کلمه قلابی منسوب به قلاب است ولی درتداول بضم اول استعمال شود.
جمله سازی با قلابی
💡 درین دریا بهکام آرزو نتوان رسید آسان مه اینجا بعد سالی میکشد ماهی به قلابی
💡 نقد ما را مبر ای خواجه به صراف که ما این همه غبن ز قلابی صراف کشیم