از نظر لغوی، واژه «قصی» در زبان عربی به معنای «دور»، «دوردست» یا «کسی که از مرکز فاصله دارد» به کار میرود و معمولاً برای توصیف مکان یا فردی استفاده میشود که در نقطهای دور قرار گرفته است. این واژه در متون عربی و اسلامی، بیشتر بار معنایی مکانی و نسبی دارد و برای ایجاد تمایز میان مفاهیمی مانند نزدیک و دور، یا مرکز و پیرامون، به کار میرود. «قصی» همچنین بهعنوان نام خاص نیز رواج دارد. مشهورترین نمونه آن «قصی بن کلاب» از بزرگان قریش و از نیاکان پیامبر اسلام (ص) است که نقش بسیار مهمی در ساماندهی امور مکه و تثبیت جایگاه قریش در این شهر داشته است. به همین سبب، این نام در فرهنگ عربی و اسلامی، افزون بر معنای لغوی، دارای ارزش تاریخی و هویتی نیز هست و یادآور ریشههای قبیلهای، اجتماعی و سیاسی صدر اسلام به شمار میآید. در نامگذاری، «قصی» معمولاً مفاهیمی مانند استقلال، تمایز و برخورداری از جایگاه خاص را تداعی میکند، هرچند معنای بنیادین آن همچنان به مفهوم «دوری و فاصله مکانی» بازمیگردد.
قصي
لغت نامه دهخدا
قصی. [ ق ُ صا ] ( اِخ ) پشته ای است به یمن. ( منتهی الارب ).
قصی. [ ق َ صی ی ] ( ع ص ) دورشونده. ج، اقصاء. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قصی. [ ] ( ع اِ ) آلت جنگ دریائی. ( تاریخ تمدن جرجی زیدان 1:161 ).
قصی. [ ق ُ صی ی ] ( اِخ ) ابن کلاب بن مره. اصل هفتم قریش است.وی در میان قریش مردی بزرگ بود. آنان را پس از پریشانی فراهم آورد. شاعر در این باره گوید:
ابوکم قصی حین یدعی مجمعاً
بِه ِ جمع اﷲ القبایل من نهر.
او کلیدهای کعبه را از خزاعه گرفت. از وی دو قبیله منشعب شدند. قبیله نخست قبیله بنوعبدالدار و قبیله دوم قبیله بنوعبدالعزی. ( صبح الاعشی ج 1 ص 355 ). نام وی زید یا مجمعاست. ( منتهی الارب ):
تا اصل مردم علوی باشد از علی
تا تخم احمد قرشی باشد از قصی.منوچهری.
فرهنگ معین
(قَ یّ ) [ ع. ] (ص. ) دور، دور شونده. ج. اقصاء.
فرهنگ عمید
بعید، دور.
فرهنگ فارسی
بعید، دور، اقصائ جمع
( صفت ) ۱ - دور شونده ۲ - دور جمع: اقصا (ئ ).
ابن کلاب بن مره اصل هفتم قریش است وی در میان قریش مردی بزرگ بود. آنان را پس از پریشانی فراهم آورد.
ویکی واژه
دور، دور شونده.
اقصاء.