قسمت کردن. [ ق ِ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بهره کردن. بخش کردن. تقسیم کردن. توزیع کردن:
غم هجران به سویّت تر از این قسمت کن
کین همه درد به جان من تنها نرسد.سعدی.عشق چون قسمت اسباب معیشت میکرد
لاله داغی ز میان برد که داغم دارد.قدسی. || نصیب کردن:
ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را
اختیار آن است کو قسمت کند درویش را.سعدی.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) بخش کردن، تقسیم کردن.
( مصدر ) بخش کردن توزیع کردن تقسیم.
distribuire
بخش کردن، تقسیم کردن.
💡 با توجه به شواهد موجود، ابزار سنگی نخستین بار ۲٫۶ میلیون سال پیش توسط انسانهای ماهر استفاده گردید. این ابزار که به ابزارهای سنگی الدوایی موسوم هستند، از قسمت کردن سنگهای گرد توسط ضربه ساخته شدهاند. ساختن این ابزار آغاز دورهٔ پارینهسنگی، یا عصر حجر قدیم تلقی میشود و پایان آن در آخر عصر یخبندان، حدود ۱۰٫۰۰۰ پیش در نظر گرفته میشود.
💡 زجود خویش بر عالم همی قسمت کنی روزی به قسمت کردن روزی تو پنداری قسم داری
💡 رابطه عمیق و تنگاتنگ ریاضیات و اوریگامی انکار ناپذیر است، اما به عنوان مثال به حل مسئله سکه قسمت کردن زاویه در اینجا اشاره میکنیم، که سالها ذهنها را درگیر کرده بود و بالاخره بیست سال پیش با روش اوریگامی حل شد.
💡 خرمنی باشد بر باد و چو قسمت کردند خرمن آن قحبه زنان را بودو باد مرا