کلمهی «قانت» در زبان فارسی و عربی به کسی گفته میشود که با خشوع و خضوع به عبادت و فرمان خدا مشغول است. این واژه ریشه در عربی دارد و به معنای خاضع، فرمانبردار و متواضع در برابر خداوند است. ویژگیهای چنین شخصی این است که اهل نماز و دعا باشد، در عبادات خود با حضور قلب و خشوع کامل رفتار کند و از معصیت و کارهای ناپسند پرهیز کند. این واژه در قرآن و احادیث برای توصیف مؤمنان واقعی به کار رفته است؛ کسانی که خاضع و مطیع فرمان خداوند هستند و در عبادت صادقانه عمل میکنند. مفهوم این کلمه نشاندهندهی اخلاق نیکو، پرهیزکاری و تواضع است و به عنوان یک صفت پسندیده در جامعه و زندگی فردی شناخته میشود. در ادبیات فارسی شاعران و نویسندگان کلاسیک نیز از این واژه برای توصیف افراد پارسا، عبادتکننده و متواضع استفاده کردهاند. از نظر دستوری «قانت» یک صفت یا اسم فاعل است که میتواند به انسان یا ویژگیهای او نسبت داده شود، و برخلاف صرفاً «مؤمن» یا «پرستنده»، قانت بودن بر خشوع، حضور قلب و اطاعت کامل در عبادت تأکید دارد. به طور خلاصه، قانت کسی است که با خشوع و خضوع کامل در عبادت خدا مشغول است و از معصیت پرهیز میکند، صفتی که نشاندهندهی پارسایی، تواضع و دینداری واقعی است.
قانت
لغت نامه دهخدا
قانت. [ ن ِ ] ( ع ص ) فرمانبردار. ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ). فرمان برنده. ( آنندراج ). || دعاخواننده در نماز. ( آنندراج ):
پیش تو آن سنگریزه ساکت است
پیش احمد بس فصیح و قانت است.مولوی.
قانت. [ ] ( اِخ ) یکی از سیزده اقلیمی است که در حوالی قرطبه است. ( الحلل السندسیه چ 1 ج 1 ص 268 ). و مراد از اقلیم روستا ( روستاق ) است. ( حلل السندسیه ج 1 ص 268 ).
فرهنگ معین
(نِ ) [ ع. ] (اِفا. ) مطیع، فرمانبردار.
فرهنگ عمید
۱. فرمان برنده، فرمان بردار.
۲. مطیع و متواضع به خداوند.
۳. نمازخوان.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - فرمانبردار فرمان برنده ۲ - دعا خواننده در نماز جمع: قانتین
یکی از سیزده اقلیمی است که در حوالی قرطبه است و مراد از اقیم روستا است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی قَانِتٌ: مطیع و فرمانبردار- عبادتگر(کلمه قانت اسم فاعل از مصدر قنوت است وقنوت به معنای اطاعتی است که با خضوع و فروتنی همراه باشد )
معنی أَمَّن: یا چه کسی - یا کسی که(در جمله "أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ ءَانَاءَ ﭐللَّیْلِ ")
معنی قَانِتُونَ: مطیعان و فرمانبرداران-عبادتگران(کلمه قانت اسم فاعل از مصدر قنوت است وقنوت به معنای اطاعتی است که با خضوع و فروتنی همراه باشد )
معنی قَانِتِینَ: مطیعان و فرمانبرداران-عبادتگران(کلمه قانت اسم فاعل از مصدر قنوت است وقنوت به معنای اطاعتی است که با خضوع و فروتنی همراه باشد )
معنی قَانِتَاتٍ: زنان مطیع و فرمانبردار- زنان عبادتگر(کلمه قانت اسم فاعل از مصدر قنوت است وقنوت به معنای اطاعتی است که با خضوع و فروتنی همراه باشد )
ریشه کلمه:
قنت (۱۳ بار)
«قانِت» از مادّه «قنوت» چنان که قبلاً هم گفته ایم، به معنای ملازمت و اطاعت توأم با خضوع است، اطاعتی که از ایمان و اعتقاد سر زند، و این اشاره به جنبه های عملی و آثار ایمان می باشد.
جمله سازی با قانت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برآ، ز مشرق توحید آفتاب آسا که عاشقانت چو ذرات بی قرارانند
💡 خجسته بادت و فرخنده جشن نوروزی موافقانت مصیب و مخالفانت مصاب
💡 رفیقانت همه بدساز گردند ز تو هر یک به راهی باز گردند