لغت نامه دهخدا
قابل اشتعال. [ ب ِ ل ِ اِ ت ِ ] ( ص مرکب ) قابل احتراق. روشن شدنی.
قابل اشتعال. [ ب ِ ل ِ اِ ت ِ ] ( ص مرکب ) قابل احتراق. روشن شدنی.
infiammabile
💡 اکسیژن با غلظت و تراکم بالا اجازه میدهد تا احتراق به سرعت و پرانرژی انجام شود. لولههای فولادی و مخازن ذخیرهسازی مورد استفاده برای ذخیره و انتقال اکسیژن گازی و مایع بهعنوان یک سوخت رفتار میکنند؛ بنابراین، طراحی و ساخت سیستمهای اکسیژن نیاز به توجه و آموزش ویژه دارد تا از حداقل احتراق منابع قابل اشتعال اطمینان حاصل شود. آتشسوزی که باعث کشته شدن خدمه آپولو ۱ در آزمایش سکوی پرتاب شد، خیلی سریع گسترش یافت، زیرا کپسول حاوی اکسیژن تحت فشاری در حدود ۱ اتمسفر بود، در حالی باید فشار آن حدود ۱⁄۳ فشار محیط باشد، فشاری که در چنین ماموریتهایی استفاده میشود.
💡 استفاده از هیدروژن نیاز به تدابیر امنیتی شدیدی دارد. به دلیل این که در شرایط خاصی این گاز با هوا ترکیبات قابل اشتعالی را تولید میکند و ممکن است خطرناک باشد.