فشاری

لغت نامه دهخدا

فشاری. [ ف ِ ] ( ص نسبی ) در اصطلاح بنایان، نوعی آجر ارزان قیمت است که در ساختن آن ظرافت به کار نمی رود و در زیرساز بناها مورد استعمال دارد.

فرهنگ فارسی

در اصطلاح بنایان نوعی آجر ارزان قیمت است که در ساختن آن ظرافت بکار نمی رود و در زیر ساز بناها مورد استعمال است.

جمله سازی با فشاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو چراغ‌کشته بیدل ز خیال‌گریه مگذر مژه‌ات نمی ندارد ز چه می‌فشاری آخر

💡 شاهی که ترا نعمت صد ساله بریزد گر بر در او نیم زمان پای فشاری

💡 الخمر ما خمرته و العیش ما باشرته پخته‌ست انگورم چرا من غوره افشاری کنم

💡 وگر بپرسی از این مشکلات مر ما را به پیش حملهٔ تو پای، سخت بفشاریم

💡 نپنداری شود آب وضوی باطنت حاصل به فالی گر فشاری دامن نمناک می‌بینی

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز