فشاری
مترادفها
تحت فشار، فشرده
متضادها
ملایم، ضعیف
لغت نامه دهخدا
فشاری. [ ف ِ ] ( ص نسبی ) در اصطلاح بنایان، نوعی آجر ارزان قیمت است که در ساختن آن ظرافت به کار نمی رود و در زیرساز بناها مورد استعمال دارد.
فرهنگ فارسی
در اصطلاح بنایان نوعی آجر ارزان قیمت است که در ساختن آن ظرافت بکار نمی رود و در زیر ساز بناها مورد استعمال است.
جمله سازی با فشاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو چراغکشته بیدل ز خیالگریه مگذر مژهات نمی ندارد ز چه میفشاری آخر
💡 شاهی که ترا نعمت صد ساله بریزد گر بر در او نیم زمان پای فشاری
💡 الخمر ما خمرته و العیش ما باشرته پختهست انگورم چرا من غوره افشاری کنم
💡 وگر بپرسی از این مشکلات مر ما را به پیش حملهٔ تو پای، سخت بفشاریم
💡 نپنداری شود آب وضوی باطنت حاصل به فالی گر فشاری دامن نمناک میبینی
💡 مهندسان برای بررسی استحکام سازههای بزرگ، از تستهای فشاری بسیار دقیق استفاده میکنند تا اطمینان حاصل کنند که ساختمان در برابر زلزله مقاوم است.
💡 این دستگاه با اعمال فشار مکانیکی بالا بر روی نمونههای فلزی، ویژگیهای تغییر شکل و مقاومت آنها را در شرایط بسیار سخت و دشوار بررسی میکند.
💡 در سیستمهای هیدرولیک صنعتی، استفاده از روغنهای مخصوص برای انتقال قدرت فشاری، نقش بسیار حیاتی در عملکرد صحیح و روان بودن ماشینآلات دارد.