لغت نامه دهخدا
فریبندگی. [ ف ِ / ف َ ب َ دَ / دِ ] ( حامص ) مکر و فریب. حیله بازی وریا. تزویر و خیانت. ( از ناظم الاطباء ):
فریبندگی ها در او بیشمار
که آید نویسندگان را بکار.نظامی.
فریبندگی. [ ف ِ / ف َ ب َ دَ / دِ ] ( حامص ) مکر و فریب. حیله بازی وریا. تزویر و خیانت. ( از ناظم الاطباء ):
فریبندگی ها در او بیشمار
که آید نویسندگان را بکار.نظامی.
۱. فریبنده بودن، حالت و وضع فریبنده.
۲. مکر، فریب.
مکر و فریب و حیله بازی و ریا و تزویر و خیانت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقشی به فریبندگی آن خط موزون در سلسله موجه کوثر نتوان یافت
💡 از حسن فریبندگی باغ عجب نیست کز عکس گلش بند نهد آب روان را
💡 فریبندگیها درو بی شمار که آید نویسندگان را به کار
💡 فریب ورا پیر دانا نخورد فریبندگی را اجابت نکرد
💡 عروسان ازو در فریبندگی وز آن جامه را داده زیبندگی
💡 بفریباند هر روز دلم رازسخن آن سرا پای فریبندگی و مفتعلی