فرچه
مترادفها
برس
لغت نامه دهخدا
فرچه. [ ف ِ چ ِ ] ( اِ ) آلتی از موی اسب و مانند آن که چون جاروبی خرد باشد و گاه ِ تراشیدن ریش با آن صابون به ریش مالند، سهولت تراشیدن را. ( یادداشت به خط مؤلف ). مأخوذ از زبان ایتالیایی است. ( فرهنگ بزرگ فارسی -انگلیسی حییم ).
فرهنگ معین
(فِ چ ) (اِ. ) = فرشه: وسیله ای ساخته شده از یک دسته الیاف طبیعی یا مصنوعی که بر روی دسته ای کوچک و عمودی بسته شده برای مالیدن چیزی بر یک سطح یا غیر آن مثل: قلم مو، فرچة ریش تراشی، فرچه برای واکس زدن.
فرهنگ عمید
۱. وسیله ای مانند برس برای مالیدن کف صابون به صورت هنگام تراشیدن ریش.
۲. ابزاری شامل یک دسته الیاف بر روی دسته ای کوچک برای مالیدن چیزی بر یک سطح.
فرهنگ فارسی
قلم موبرای مالیدن کف صابون بصورت هنگام تراشیدن ریش
( اسم ) آلتی مرکب از دسته ای چوبین که بر روی آن تعدادی موی ( جانوران ) چسبانیده اند و بدان کف صابون را به صورت مالند تا بهتر تراشیده شود.
ویکی واژه
فرشه: وسیلهای ساخته شده از یک دسته الیاف طبیعی یا مصنوعی که بر روی دستهای کوچک و عمودی بسته شده برای مالیدن چیزی بر یک سطح یا غیر آن مثل: قلم مو، فرچة ریش تراشی، فرچه برای واکس زدن.
جمله سازی با فرچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بافر چو هماست و استخوانست خوردش چو سگان ز فرچه خیزد
💡 گر زدعاگو کسی بپرسد و گوید حاصل تو زین سفرچه بود چه گوید؟
💡 زرشک سرو قدت شاخ سدره ازره رفت نگر که تا به قد سروغا تفرچه رسد
💡 ضیافتهای نیجریه میتواند رنگارنگ و مجلل باشد، حال آنکه عرضه اقلام خوش طعم و میانوعدههای کنار جاده که روی باربیکیو پخته شدهاند یا در روغن سرخ شدهاند، بسیار زیاد و متنوع هستند. هم چنین گوشت شکار در نیجریه مصرف میشود. تشی دمفرچهای و موش نیزار، محبوبترین گونههای گوشت شکار در نیجریه هستند.
💡 هنرمند پس از پایان لایههای زیرین، از یک فرچه نرم برای ترکیب رنگها و ایجاد بافتهای ظریف روی بوم نقاشی استفاده کرد.
💡 برای تمیز کردن قسمتهای بسیار باریک و حساس ساعت قدیمی که با گرد و غبار پوشیده شده بود، باید از یک فرچه استفاده کرد.
💡 او برای حالت دادن به موهای خود پیش از رفتن به مهمانی، از یک فرچه مخصوص برای داشتن ظاهری شکیل استفاده کرد.