فروختنی

فروختنی در زبان فارسی دارای دو معنای متمایز است که هر یک در حوزه‌ی خاصی کاربرد دارد. این تفاوت معنایی از دو مصدر مختلف نشأت می‌گیرد و در متون ادبی و روزمره قابل مشاهده است. در معنای اول، فروختنی صفت نسبی ساخته‌شده از مصدر فروختن است و به چیزی اشاره دارد که قابلیت فروش داشته باشد. این صفت برای توصیف کالاها، اموال یا هر شیء و خدمتی به کار می‌رود که در چارچوب مبادلات اقتصادی، امکان عرضه و واگذاری در ازای عوض مالی را دارد. مترادف‌هایی مانند فروشی و قابل‌فروش نیز همین مفهوم را انتقال می‌دهند.

در معنای دوم، فروختنی از مصدر فروختن به معنی افروختن و روشن کردن مشتق شده است. در این کاربرد، صفتی است برای توصیف موادی که قابلیت اشتعال و آتش‌گیری را دارند؛ مانند شمع، هیزم یا سایر مواد سوختی. بنابراین، این معنا با مفهوم روشنایی و سوزاندن در ارتباط است و در متون قدیمی‌تر بیشتر دیده می‌شود. برای پرهیز از ابهام، امروزه اغلب از صفت‌هایی مانند قابل اشتعال یا افروختنی استفاده می‌شود.

لغت نامه دهخدا

فروختنی. [ ف ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) هرچه قابل فروش باشد. فروشی.
فروختنی. [ ف َ ت َ / ف ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابل افروختن. قابل اشتعال. آنچه روشن کردن و سوزاندن را شاید چون شمع و جز آن. رجوع به فروختن، افروختن و افروختنی شود.

فرهنگ فارسی

قابل افروختن شایسته اشتغال.

جمله سازی با فروختنی

💡 دارد کنون فروختنی آبروی و بس وان جنس نیست اینکه به هر کس توان فروخت

💡 ما بر سر بازار نهادیم دل خویش لیک این چه متاعی است که بفروختنی نیست

💡 خود را چه فروشی به دگر کس به خود، ای دل! بفروش اگر چند که بفروختنی نیست