فراخ کام

لغت نامه دهخدا

فراخ کام. [ ف َ ] ( ص مرکب ) خوشحال. || دولتمند. ( آنندراج ). فراخ روزی. رجوع به فراخ روزی شود.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص مر. ) ۱ - خوشحال. ۲ - توانگر، ثروتمند.

فرهنگ عمید

۱. توانگر و کامران.
۲. خوشحال و خوشبخت.

فرهنگ فارسی

۱ - خوشحال ۲ - دولتمند ثروتمند.

ویکی واژه

خوشحال.
توانگر، ثروتمند.

جمله سازی با فراخ کام

💡 نیستی نیک تنگ چشم به خرج کدیه را بس فراخ کام نه ای

💡 زبان در است حسامش به نکته های ظفر و زان زبان شده چرخ فراخ کام، زبون

اعتلا یعنی چه؟
اعتلا یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز