فتوکپی
مترادفها
کپی، رونوشت
فرهنگ معین
(فُ تُ کُ ) [ انگ. ] (اِ. ) ۱ - عمل عکس - برداری از سندی با دستگاهی مخصوص. ۲ - دستگاهی که توسط آن ازاسناد عکس می گیرند. ۳ - تصویری که به وسیلة آن دستگاه به دست می آید.
فرهنگ عمید
۱. تصویری که به وسیلۀ دستگاه مخصوص از متن یا نقشی تهیه می شود.
۲. دستگاهی که به این روش از نوشته ها عکس می گیرد.
۳. [عامیانه، مجاز] کاملاً شبیه.
فرهنگ فارسی
( اسم ) عکس برداری از روی اسناد و اوراق.
ویکی واژه
fotocopia
عمل عکس - برداری از سندی با دستگاهی ویژه
دستگاهی که توسط آن از اسناد عکس میگیرند.
تصویری که به وسیله آن دستگاه به دست میآید.
جمله سازی با فتوکپی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از الکتریسیتهٔ ساکن در فتوکپی، فیلترهای هوا، و برخی از رنگهای اتومبیل استفاده میشود. الکتریسیتهٔ ساکن نتیجهٔ ایجاد بار بر روی دو سطحی است که از هم جدا شدهاند. برخی از قطعات الکتریکی ممکن است بر اثر الکتریسیتهٔ ساکن به سادگی آسیب ببینند. برای جلوگیری از این امر، سازندگان قطعات از برخی از وسایل ضد الکتریسیتهٔ ساکن استفاده میکنند.
💡 پویشگرها شمایلی مانند دستگاه فتوکپی دارند. در محفظهای که در آن کاغذ قرار میگیرد تصویر یا متن مورد نظر در رایانه وارد میشود. اگر ما بخواهیم متنی را وارد رایانه کنیم باید تصویر را با برنامهها و نرمافزارهای مخصوص تبدیل به متن کنیم.
💡 لطفاً قبل از رفتن به جلسه، از تمام اسناد مهم و مدارک شناسایی خود چندین فتوکپی تهیه کنید تا در صورت گم شدن نسخههای اصلی مشکلی پیش نیاید.
💡 برای تهیه فتوکپی از این کتاب قدیمی، باید از دستگاههای مدرن و با کیفیت بالا استفاده کرد تا نوشتههای ریز و ظریف به خوبی دیده شوند.
💡 کارمند مسئول بایگانی دستور داد که از تمام فرمهای درخواست استخدام، فتوکپیهای رنگی و با وضوح بالا تهیه شده و در پوشههای مخصوص قرار گیرد.