واژهی فاحش صفتی عربی است که در زبان فارسی نیز با حفظ ساختار لغوی و معنایی خود بهکار رفته است. این واژه در منابع لغتشناسی کلاسیک، معانی متعددی را در بر میگیرد که عمدتاً بر مفهوم تجاوز از حد اعتدال و شدت بخشیدن به یک ویژگی دلالت دارند. در فرهنگهای معتبری چون اقربالموارد و ناظمالاطباء، برای این صفت معانی گوناگونی ثبت شده است؛ از جمله زشت، بدخلق، بسیار بخیل و کثیر یا غالب. همچنین به هر آنچه از اندازه فراتر رود اشاره دارد. دیگر معانی آن شامل بیشرف، جسور و گستاخ، درخشان، آزمند و بیتناسب میشود. این تنوع معنایی نشاندهندهی کاربرد گستردهی این واژه در توصیف صفات اخلاقی و حالاتی است که به شکل مفرط و افراطی ظاهر میشوند. بنابراین، واژهی فاحش در متون کهن اغلب برای تأکید بر شدت و غلبهی یک حالت بهکار میرفته و درک دقیق معنای آن در هر بافت، مستلزم توجه به مفهوم عام تجاوز از حد است. امروزه نیز این واژه در زبان فارسی، بیشتر با بار معنایی منفی و در اشاره به امور ناپسند آشکار و شدید استفاده میشود.
فاحش
لغت نامه دهخدا
فاحش. [ ح ِ ] ( ع ص ) زشت. || بدخلق. ( اقرب الموارد ). || بسیار بخیل. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || کثیر، غالب و هرچه از حد تجاوز کند. ( اقرب الموارد ). بسیار و زیاده از اندازه. || بی شرف. || جسور. گستاخ. || درخشان. || آزمند. || بی تناسب. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(ح ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - زشت، قبیح. ۲ - بسیار، زیاد، آن چه از حد بگذرد.
فرهنگ عمید
۱. قبیح، زشت.
۲. ازحددرگذشته، ویژگی آنچه از حد تجاوز کند، بسیارزیاد.
۳. آشکار، واضح: غلط فاحش.
فرهنگ فارسی
قبیح، زشت، ازحددرگذشته آنچه که ازحدتجاوزکند، هربدی که ازحددرگذرد
( اسم صفت ) ۱ - زشت قبیح ۲ - آنچه از حد تجاوز کند زیاده از حد بسیار کثیر. یا تفاوت فاحش. تفاوت زیاد. یا غلط فاحش. غلط بسیار مهم و فاضح ۳ - بی شرف ۴ - جسور گستاخ.
ویکی واژه
زشت، قبیح.
بسیار، زیاد، آن چه از حد بگذرد.
جمله سازی با فاحش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حدود دو دهه بعد از مرگ اسمیتا پاتیل یکی از کارگردانان سرشناس هند مرگ اسمیتا پاتیل را یک اشتباه بزرگ و فاحش پزشکی خواند.
💡 اتحادیه اروپا، روز دوشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۱ احمد خاتمی را بهدلیل نقض فاحش حقوق بشر در فهرست تحریمهای خود قرار داد.