غلا
لغت نامه دهخدا
غلا.[ غ َ ] ( ع اِمص ) قحطی و گرانی نرخ غله و دیگر مأکولات. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غلاء شود: فضلای عصر در ذکر آن غلا منظومات بسیار گفتند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 330 ). و عاقبةالامر در قلعه غلا و قحط و وبا ظاهر گشت. ( جامع التواریخ رشیدی ).
فرهنگ عمید
گران شدن نرخ، گرانی نرخ.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) گران شدن نرخ چیزی ۲ - ( اسم ) گرانی ۳ - تنگی سختی ( زندگی ) یا قحط و غلائ. خشکسالی و گرانی.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
غلل (۱۶ بار)
جمله سازی با غلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر زمین سر نهاد همچو مَلَک گفتش ای شه غلام تست ملک
💡 آزاده بسی زود غلام تو شود دین تو سن دهر زود رام تو شود
💡 غلام دولت آنم که اوست بنده بعشق دل از مصاحب غیردوست کنده بعشق
💡 در چو بگشاد دید کرده مقام بر درش خواجه ای و چار غلام
💡 به کمتر غلامی دهم شاه را زنم بوسه این خاک درگاه را