غصون
واژهی «غصون» جمع «غصن» است و در زبان فارسی و عربی به معنای شاخههای درخت به کار میرود. این واژه برای اشاره به شاخههای سبز، خشک یا بارور درختان استفاده میشود و در ادبیات و شعرهای کلاسیک برای تصویر کردن طبیعت و زیبایی درختان به کار میرود.
در متون پزشکی و طب سنتی، «غصون» گاهی به معنای چینها، خطوط و شکنها به کار رفته است. این کاربرد اصطلاحی در توصیف بافتهای بدن یا حالت پوست و اندامها دیده میشود و نشاندهنده شباهت خطوط و چینها به شاخههای درخت است.
همچنین در ادبیات و صنایع دستی، غصون به عنوان نمادی از رشد، شادابی و زیبایی طبیعی مطرح میشود. استفاده از این واژه در توصیف نقاشیها، شعرها و حکاکیهای سنتی باعث انتقال تصویر ذهنی دقیق و شاعرانه از شاخههای درخت و طبیعت به مخاطب میشود.
مترادفها
شاخهها
متضادها
ریشه
لغت نامه دهخدا
غصون. [ غ ُ ] ( ع اِ ) ج ِ غُصن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). شاخه های درخت. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به غصن شود:
گفته هر برگ وشکوفه آن غصون
دم به دم یا لیت قومی یعلمون.مولوی ( مثنوی ).پس نشان نشف آب اندر غصون
آن بود که می نجنبد در رکون.مولوی ( مثنوی ).|| در کتب طب به معنی چینها و شکنها. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(غُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ غصن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع غصن شاخه ها شاخها.
ویکی واژه
جِ غصن.
جمله سازی با غصون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس نشان نشف آب اندر غصون آن بود کان مینجنبد در رکون
💡 سرای جاه ترا از شرف ستون سما نهال عمر ترا از بقا غصون و غصن
💡 ز صرصر غصونگشت بیبرگ چونان که خصمش ز پرخاش جویان ناهب
💡 گفته هر برگ و شکوفه آن غصون دم بدم یا لیت قوم یعلمون