غرچک
لغت نامه دهخدا
غرچک. [ غ َ چ َ ] ( ص ) غَرچه. احمق و نادان. ( جهانگیری از غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(غَ چَ ) (ص. ) نادان، ابله.
فرهنگ عمید
= غرچه۱
فرهنگ فارسی
( صفت ) نادان ابله احمق.
ویکی واژه
نادان، ابله.
جمله سازی با غرچک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وین طرفه که غرچکی و قوادی خواهم که کنم و لیک نتوانم