غایات

لغت نامه دهخدا

غایات. ( ع اِ ) ج ِ غایت. غایتها. پایانها. نهایتها:
دین پاکیزه و مردانگی و طبع جواد
وین سه چیز از تو رسیده ست به غایات کمال.فرخی.و مدرسان سور و آیات و واقفان فصول و غایات... ( ترجمه محاسن اصفهان ص 119 ).
زآسمان فتح و عرش دولت و معراج جاه
دایماً در شأن او آیات غایات آمده.( از ترجمه محاسن اصفهان ص 6 ).و بمنزله مثال این جمله استعمال شود: خذِ الغایات و اترک المبادی؛ یعنی مقدمات را بگذار و نتایج را بگیر. || الوف الوف ( در مراتب شانزده گانه عدد نزد فیثاغوریین ). ( از رسائل اخوان الصفا ).

فرهنگ معین

[ ع. ] (اِ. ) جِ غایت. پایان، نهایت ها.

فرهنگ عمید

= غایت

فرهنگ فارسی

جمع غایت
( اسم ) جمع غایت پایانها نهایت ها.

ویکی واژه

جِ غایت. پایان، نهایت‌ها.

جمله سازی با غایات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک موجود عقلانی باید همواره قوانین را به‌عنوان حاکم یا عضوی از ملکوتِ غایات که بر اساس ارادهٔ آزاد امکان‌پذیر می‌شود، در نظر بگیرد.

💡 فارغم از فکر غایات و بدایات جهان در صفای روی تو دیدم همه غایات کون

💡 شد آن مجلا حقایق را حقیقت دگر غایات را بالجمله غایت

💡 عارفی گردم ز غایت می زنم راست می گوید که غایات وی است

💡 عین علمت دید اعیان همه چون نگاهی کرد در غایات کَون

💡 باد از سعادات ابد بیت الحیاتت را مدد هیلاج عمرت را عدد غایات اقصی داشته