غارس
مترادفها
کشاورز، بذرپاش
لغت نامه دهخدا
غارس.[ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از غرس. رجوع به غرس شود.
فرهنگ معین
(رِ ) [ ع. ] (اِفا. ) غرس کننده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) غرس کننده.
نعت فاعلی از فرس
جمله سازی با غارس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردم آن است که چون مرد ورا بیند گوید «ای کاش کهم این صاحب غارستی»
💡 او رکورددار بیشترین تعداد بازی ملی، برای تیم ملی بلغارستان میباشد.
💡 مگرکهگیتی غارست و تو رسول که چرخ به گرد گیتی چون عنکبوت تار تنید
💡 وی همچنین در تیم ملی فوتبال زیر ۲۱ سال بلغارستان بازی کرده است.
💡 با صفای دل چه اندیشی ز حس و طبع و نفس یار در غارست با تو غار گو پر مار باش
💡 احمد عثمان (بلغاری: Ахмед Осман؛ زادهٔ ۲۳ آوریل ۱۹۸۵) بازیکن فوتبال اهل بلغارستان است.