غاذی

واژه‌ای عربی به معنای غذا دهنده یا قوت بخشنده، در زبان فارسی نیز به کار می‌رود و به موجود یا عاملی اشاره دارد که تغذیه و قوام را فراهم می‌آورد. این مفهوم، در سطوح مختلف، از تأمین نیازهای اساسی یک موجود زنده تا ارتقای توانمندی‌ها و نیروهای یک سیستم را در بر می‌گیرد. در علم زیست‌شناسی، غاذی به هر عامل حیاتی اطلاق می‌شود که مواد مغذی را برای رشد، ترمیم و حفظ عملکرد سلول‌ها و بافت‌ها تأمین می‌کند. این فرآیند، پایه و اساس حیات و پویایی ارگانیسم‌ها را تشکیل می‌دهد.

در معنایی گسترده‌تر، می‌تواند به هر چیزی که موجب تقویت، رشد و بالندگی شود، اطلاق گردد. این مفهوم در جامعه‌شناسی و روانشناسی نیز کاربرد دارد؛ جایی که غاذی می‌تواند به عواملی چون آموزش، فرهنگ، ایدئولوژی یا حتی روابط حمایتی اشاره کند که به رشد فکری، اجتماعی و عاطفی افراد و جوامع کمک می‌کنند. در این بست، غاذی نه تنها نیازهای مادی، بلکه نیازهای روحی و معنوی را نیز تأمین کرده و به ارتقای کیفیت زندگی منجر می‌شود.

بنابراین، واژه غاذی فراتر از معنای صرفاً فیزیکی خود، حامل بار معنایی عمیق‌تری است که به توانمندی‌بخشی، تقویت و حصول قوام اشاره دارد. این مفهوم، در هر قالبی که به کار رود، بیانگر نقش حیاتی عوامل پشتیبان و تأمین‌کننده در استمرار، رشد و شکوفایی است. درک این مفهوم، به ما یاری می‌رساند تا ارزش و اهمیت نیروهایی را که موجب تقویت و قوام ما می‌شوند، بهتر بشناسیم و در جهت تقویت و بهره‌مندی از آن‌ها بکوشیم.

لغت نامه دهخدا

غاذی. ( ع ص ) هو غاذی مال؛ او نگهبان و نیکوکننده شتران است. ( منتهی الارب ). || زخمی که خشک نشود. ( از تاج العروس ).

فرهنگ معین

[ ع. ] (اِفا. ) غذادهنده، قوت دهنده.

فرهنگ عمید

غذادهنده، خورش دهنده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) غذا دهنده قوت دهنده.

جمله سازی با غاذی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا کند از مدد غاذیه در فصل بهار قوهٔ نامیه هر سال چمن‌پیرایی

💡 غاذیه با نامیه با مولده مخذومه اند باز آن قوت که او صورتگر اعضا بود

💡 قوای غاذیه را در طباع جای نبود اگرنه جود تو بودی به رزق خلق ضمان