عیشا

لغت نامه دهخدا

عیشا. ( ع اِ ) قرارگاه بچه در رحم مادر، و آن اسباب که بچه بدان در رحم موجود گردد. ( آنندراج ). قرارگاه جنین در شکم مادر. ( ناظم الاطباء ). قرارگاه طفل در رحم مادر. ( فرهنگ فارسی معین ):
به پاکی مریم از تزویج یوسف
به دوری عیسی از پیوند عیشا.خاقانی.

فرهنگ معین

[ ع. ] (اِ. ) قرارگاه طفل در رحم مادر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) قرار گاه طفل در رحم مادر: بپاکی کریم از تزویج یوسف بدوری عیسی از پیوند عیشا. ( خاقانی )

ویکی واژه

قرارگاه طفل در رحم مادر.

جمله سازی با عیشا

💡 بهشت ما حضرخوان تنگ عیشان است باینقدر زجبین نیاز چین مگشای

💡 در حلق تشنه کامان یک جرعه سلسبیلی درکام تلخ عیشان یک کوزه انگبینی

💡 تا ز مستی شکرافشان شد دهان تنگ او آرزوی تنگ‌عیشان را مهیا کرده‌اند

💡 چو باده بیتو حرامست، از آن نمی طلبند حرام عیشان کیف حلال می خواهند

💡 بود در هر زمان و در هر حال سعیشان در مزید فضل و کمال