علیس

لغت نامه دهخدا

علیس. [ ع َ ] ( ع ص، اِ ) بریانی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بریانی فربه.( از لسان العرب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || گوشت بریان شده در پوست.( ناظم الاطباء ) ( از لسان العرب ) ( از تاج العروس ) ( ازاقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || بریانی پخته شده. ( از لسان العرب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). ج، اَعلاس. ( اقرب الموارد ).
علیس. [ ] ( اِخ ) نام بطنی است از زرانقة، که آن نیز از تیره های معازبة در یمن باشد. ( از تاج العروس، ذیل ماده تزرنق ) ( از معجم قبائل العرب ج 2 ص 819 ).

جمله سازی با علیس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترک حسب بگیر خود این بس که در نسب داماد و ابن عم شه انبیا علیست

💡 نوری که هست مطلع آن هل اتی علیست خلوت نشین صومعه اصطفا علیست

💡 کردن بیان رفعت قدرش چه حاجتست دانند اهل عقل که فوق السما علیست

💡 نخلیست که سنبل است و ریحان برگش لعلیست که گل و غنچه خندان بارش

💡 آن یکی گویدت که: شیخ ولیست وان دگر گویدت که: به ز علیست

💡 کان سخا و بحر عطا مرتضی علیست آئینهٔ خدای ما مرتضی علیست

کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز