عضلات

لغت نامه دهخدا

عضلات. [ ع َ ض َ ] ( ع اِ ) ج ِ عَضَلة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ماهیچه ها و گوشتهای بدن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عَضلة شود.

فرهنگ معین

(عَ ضُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ عضله، ماهیچه ها.

فرهنگ عمید

= عضله

فرهنگ فارسی

جمع عضله
( اسم ) جمع عضله ماهیچه ها و گوشت - های بدن.

ویکی واژه

جِ عضله؛ ماهیچه‌ها.

جمله سازی با عضلات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در حل مشکلات چو خورشید روشنم در قطع معضلات چو شمشیر قاطعم

💡 جامع‌المعقول والمنقول کز درک معارف ساخت از هر باب کشف معضلات ما تقدم

💡 حالا بیائید و ببینید که صریر کلک امیر در حل مشکلات و کشف معضلات و نشر بیان چه حشری عیان می‌کند.

💡 ز اجتهاد تو ناموس معضلات ضعیف ببارگاه تو بازار اهل فضل روا

💡 سن کودک، درگیری یک یا هر دو پلک، شدت پتوز، قدرت عضلات بالا برنده و پایین آورنده پلک، وضعیت حرکات چشمی

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز