لغت نامه دهخدا
( ظلیمة ) ظلیمة.[ ظَ م َ ] ( ع اِ ) شیر که پیش از جغرات شدن خورده شود. یقال: سقانا ظلیمة طیبة. || دادخواهی. الظلیمة! الظلیمة!؛ فغان ! فریاد! ای داد! || ستم. ( مهذب الاسماء ).
( ظلیمة ) ظلیمة.[ ظَ م َ ] ( ع اِ ) شیر که پیش از جغرات شدن خورده شود. یقال: سقانا ظلیمة طیبة. || دادخواهی. الظلیمة! الظلیمة!؛ فغان ! فریاد! ای داد! || ستم. ( مهذب الاسماء ).
(ظَ مَ یا مِ ) [ ع. ظلیمة ] (اِ. ) دادخواهی.
ظلیمة
دادخواهی.
💡 همه خاک میدان به مژگان برفت همی زیر لب، الظلیمه بگفت