صناج

لغت نامه دهخدا

صناج. [ ص َن ْ نا ] ( ع ص ) صنج زن. ( مهذب الاسماء ). دف زن. چنگ زن. چنگی. چنگ نوازنده:
می خوشخواره خوشبوی همی خور در باغ
قمری و بلبل عوادخوش و صناج است.مسعودسعد.

فرهنگ معین

(صَ نّ ) [ ع. ] (ص. ) صنج زن، دف زن، چنگ زن.

فرهنگ عمید

(موسیقی ) [قدیمی]
۱. صنج زن.
۲. سازندۀ چنگ.
۳. نوازندۀ چنگ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) صنج زن دف زن چنگ زن.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:گاوران

ویکی واژه

صنج زن، دف زن، چنگ زن.

جمله سازی با صناج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می خوشخواره خوشبوی همی خور در باغ قمری و بلبل عواد خوش و صناجست

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز