لغت نامه دهخدا
صلبوت. [ ص َ ل َ ] ( اِخ ) جمعةالصلبوت؛ روز جمعه ای که وفات عیسی در آن روز بود:
زآنکه عیسیت را سوی لاهوت
هست در راه جمعةالصلبوت.سنائی ( حدیقه چ مدرس رضوی ص 112 ).
صلبوت. [ ص َ ل َ ] ( اِخ ) جمعةالصلبوت؛ روز جمعه ای که وفات عیسی در آن روز بود:
زآنکه عیسیت را سوی لاهوت
هست در راه جمعةالصلبوت.سنائی ( حدیقه چ مدرس رضوی ص 112 ).
(صَ ) [ معرب. سر ] (اِ. ) روز جمعه ای که عیسی را بر دار کردند، جمعة الصلبوت.
( اسم ) ۱ - مصلوب کردن عیسی. ۲ - روز جمعه ای که عیسی را بردار کردند جمعه الصبوت.
جمعه الصلبوت روز جمعه که وفات عیسی در آن روز بود
روز جمعهای که عیسی را بر دار کردند؛ جمعة الصلبوت.
💡 زانکه عیسیت را سوی لاهوت هست در راه جمعةالصلبوت