شکمبه

شکمبه

شکمبه یا سیرابی که به نام‌های دیگری همچون شکنبه و علفدان نیز شناخته می‌شود، نخستین بخش از معده چندبخشی نشخوارکنندگان است و در واقع انشعابی از مری به شمار می‌آید. این بخش دارای گنجایشی معادل یک هفتم وزن بدن حیوان است. بخش‌های دیگر معده نشخوارکنندگان شامل نگاری، شیردان و هزارلا می‌باشد. نگاری به طور کامل در امتداد سیرابی قرار دارد، اما بافت و رگه‌بندی آن با سیرابی متفاوت است. در دام‌پزشکی بیشتر از این واژه استفاده می‌شود، در حالی که در زبان عمومی و به ویژه در اشاره به خوراک تهیه شده از جدار شکمبه، واژه سیرابی بیشتر رواج دارد. حدود ۹۰ درصد از حجم معده نشخوارکنندگان را تشکیل می‌دهد و بیشتر قسمت چپ حفره شکمی را اشغال کرده است. ابتدای شکمبه به عنوان دهانه معده شناخته می‌شود که لوله مری را به شکمبه متصل می‌کند و این مجرا سپس به نگاری، هزارلا و در نهایت به شیردان ادامه می‌یابد.

لغت نامه دهخدا

شکمبه. [ ش ِ ک َ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) شکنبه. معده حیوانات خصوص-اً حیوانات علفخوار. ( ناظم الاطباء ). معده ستور. کرش. معده در غیر انسان. ( یادداشت مؤلف ). یکی از دو خانه زیرین دل. ( لغات فرهنگستان ). اشکمبه.اشکنبه. سیرابی. جانوران علفخوار ( گاو، گوساله، گوسفند و غیره ) که محل ذخیره علف در موقع چریدن آنها است. این قسمت در حقیقت اولین بخش معده نشخوارکنندگان است که در حکم کیسه ای حجیم برای ذخیره است. سیرابی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مترادفات کلمه شود.
- مثل شکمبه؛ پارچه سست بافته شده. ( امثال و حکم دهخدا ).
|| شکم. بطن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(ش کَ بَ یا بِ ) (اِ. ) معدة جانوران علفخوار.

فرهنگ عمید

معدۀ حیوانات علف خوار.

فرهنگ فارسی

معده حیوانات علفخوار
( اسم ) سیرابی جانوران علفخوار (گوسفند گاو گوساله و غیره ) که محل ذخیره علف در موقع چریدن آنهاست. این قسمت در حقیقت اولین بخش معده نشخوار کنندگان است که در حکم کیسه ای حجیم برای ذخیره است سیرابی

فرهنگستان زبان و ادب

{stomach} [علوم و فنّاوری غذا] بخش خوراکی آلایش شامل سیرابیشیردان و بقیۀ دستگاه گوارش دام

جملاتی از کلمه شکمبه

چنین نوری دهی اشکمبه‌ای را چنینی را گزافه کی گزیدی
یکتا شدست عیسی از آن خر به نور دل دل چون شکمبه پرحدث و توی توی نیست
گفت کم گیرم سر و اشکمبه‌ای رفته گیر از گنج جان یک حبه‌ای
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم