لغت نامه دهخدا
شکافتنی. [ ش ِ / ش َ ت َ ] ( ص لیاقت ) درخور شکافتن. شایسته شکافتن. قابل شکافتن. ( یادداشت مؤلف ).
شکافتنی. [ ش ِ / ش َ ت َ ] ( ص لیاقت ) درخور شکافتن. شایسته شکافتن. قابل شکافتن. ( یادداشت مؤلف ).
در خور شکافتن قابل شکافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ آسمان شکافتنی است آن روز بصعبی آن روز کانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا (۱۸) وعده اللَّه بودنی است و کردنی.
💡 ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا (۲۶) آن گه پس زمین شکافتیم شکافتنی.