لغت نامه دهخدا
شونده. [ ش َ وَ دَ / دِ ] ( نف ) یعنی هستی یابنده، چه شدن بمعنی بودن است و بود هستی و نابودی نیستی. ( از انجمن آرا ذیل شوندان ). هستی یابنده. || انجام گردنده. || رونده. مقابل آینده. ( فرهنگ فارسی معین ).
شونده. [ ش َ وَ دَ / دِ ] ( نف ) یعنی هستی یابنده، چه شدن بمعنی بودن است و بود هستی و نابودی نیستی. ( از انجمن آرا ذیل شوندان ). هستی یابنده. || انجام گردنده. || رونده. مقابل آینده. ( فرهنگ فارسی معین ).
۱. انجام یابنده.
۲. هستی یابنده.
۳. رونده.
( اسم ) ۱ - انجام گردنده. ۲ - هستی یابنده. ۳ - رونده مقابل آینده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افزون شوندهای نه همی بینم کو را همی نیابد نقصانی
💡 از جام هوس بادهٔ مستی تا کی ای نیست شونده لاف هستی تا کی
💡 ای دل زشراب جهل مستی تاکی وای مست شونده لاف هستی تاکی
💡 لیست کاملی از الگوهای اشتقاقی در زبان فارسی و پیشوندها و پسوندها همانند
💡 منقلب چیز است و ناپاینده هم گه شونده گاه بازآینده هم