شتری

لغت نامه دهخدا

شتری. [ ش ُ ت ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به شتر.
- پشم شتری؛ پشم که از شتر چیده و باز کرده باشند.
- رنگ شتری؛ رنگی مانند رنگ متمایل به زردی چون رنگ پشم شتر. رنگی مانند رنگ ارده. ( ناظم الاطباء ).
- شنگ شتری؛ نوعی شنگ که ساقه های پیچان دارند.
- کینه شتری؛ کینه ای که صاحب آن کینه خویش فراموش نکند. ( یادداشت مؤلف ).
- ناز شتری؛ نازی نادلپسند. ( یادداشت مؤلف ).
|| ( اِ مرکب ) نوعی از کوس و نقاره. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

منسوب به شتر پشم شتری

دانشنامه عمومی

شتری یک رنگ شبیه به رنگ موی یک شتر است.
نخستین استفاده ثبت شده از شتری به عنوان نام یک رنگ در انگلیسی و در سال ۱۹۱۶ میلادی بود.
• فهرست های رنگ ها

جمله سازی با شتری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مائیم عیاران و عیاران مائیم بر دیده مشتری قدم می‌سائیم‌

💡 چشم دارد بر متاع ما سپهر چنبری یوسف ما بهتر از گرگی ندارد مشتری

💡 به هدیه گر رضا باشد درینت دهم انگشت با انگشترینت

💡 تا مشتری بتابد بر بندگان بتاب تا آسمان بماند در مملکت بمان

💡 چه گر انگشتری تو به نام است اگر از زر زنی آن هم حرامست

💡 هرگز نشود مشتری یوسف مصری شوریده سری کز پی سودای تو افتاد