سینک

لغت نامه دهخدا

سینک. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان افشاریه بخش آوج شهرستان قزوین. دارای 349 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، انگور، بادام و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
سینک. [ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه شهرستان ساوه. دارای 157 تن سکنه. آب آن از رودخانه خرقان. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. و محل قشلاق چند خانواری از ایل شاهسون بغدادی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

فرهنگ معین

[ انگ. ] (اِ. ) لگن ظرف شویی، ظرف - شویی. (فره ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان حومه شهرستان ساوه.

ویکی واژه

لگن ظرف شویی، ظرف - شویی. (فره)

جمله سازی با سینک

💡 اسنلمن در ۲۴ فوریه ۲۰۰۶ در هلسینکی درگذشت. او در گورستان هیتانیمی در هلسینکی به خاک سپرده شده‌است.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال هلسینکی و باشگاه فوتبال کپنهاگن اشاره کرد.

💡 این اتحادیه که در ۱۹۰۷ تأسیس شده عضو یوفا و فیفا نیز می‌باشد و مقر آن در شهر هلسینکی است.

💡 در سال ۱۹۸۶ کلایو سینکلر کمپانی اش را به آمستراد که مالک آن «آلن شوگر» بود فروخت.

💡 الکساندر الکسینکو (اوکراینی: Селиванов Александр Анатольевич؛ زادهٔ ۶ اکتبر ۱۹۸۱) بازیکن فوتبال است.

💡 از باشگاه‌هایی که وی در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال هلسینکی اشاره کرد.