ویکی واژه
در متون کهن پارسی سگالم یا شگالم تحریر شده که توصیف دقیقی ندارد. سگالم در زبان معیار باستان به دو بخش سگا - لِم قابل تجزیه است.
در متون کهن پارسی سگالم یا شگالم تحریر شده که توصیف دقیقی ندارد. سگالم در زبان معیار باستان به دو بخش سگا - لِم قابل تجزیه است.
💡 ندانم چه چاره سگالم بدو بدان تا براندازم آن کینه جو
💡 همواره مدیح تو سگالم بهدل و جان کز بهر مدیح تو دلی دارم و جانی
💡 گویی حسود چاره سگالم چها کند؟ گر بشنود دگر که تو با اوحدی یکی
💡 تودانی که برداد نالم همی همه راه نیکی سگالم همی
💡 چه چاره سگالم که لشکر نماند همان مایه و گنج و گوهر نماند
💡 چه چاره سگالم چه رنگ آورم که آن نوش لب را بچنگ آورم