سوانح

لغت نامه دهخدا

سوانح. [ س َ ن ِ ] ( ع اِ ) عبارت است از احوالات و رویدادها. مگر اکثر استعمال این لفظ در رویدادهای متوحش و ناپسندیده باشد. ج ِ سانحه. ( از غیاث اللغات ). اتفاقات. حوادث. اتفاقات ناگهانی و هر حادثه که ناگهانی روی دهد. رویدادهای متوحش و ناپسندیده. ( ناظم الاطباء ): در عوارض حاجات و سوانح مهمات... ( ترجمه تاریخ یمینی ). و دیگر چون عرصه ملک ایشان عریض و بسیط شد و سوانح مهمات نازل. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ معین

(سَ نِ ) [ ع. ] (اِ. ) اتفاقات. جِ سانحه.

فرهنگ عمید

= سانحه

فرهنگ فارسی

جمع سانح
( اسم ) جمع سانحه ۱ - اتفاقات ناگهانی. ۲ - حوادث اتفاقات.

ویکی واژه

اتفاقات. جِ سانحه.

جمله سازی با سوانح

💡 جوانیمان تبه گردد به ناکامی و بدنامی حذر کن زین سوانح، دیده چون بر عشق من دوزی

💡 شوروی:۱۴٬۴۵۳ کشته در مجموع۹٬۵۰۰ کشته در درگیری ها۴٬۰۰۰ کشته در اثر جراحات۱٬۰۰۰ فوت در اثر بیماری و سوانح۵۳٬۷۵۳ مجروح۳۱۲ مفقود

💡 در سال ۱۳۹۷ در مجموع ۴۰۷ نفر در سوانح روی‌داده در جاده‌های استان کرمانشاه کشته‌شده و ۴۷۷۰ نفر نیز زخمی شدند.

💡 مولف گوید: من این حکایت را در کتاب موسوم بسوانح سفر حجاز بفارسی چنین سروده ام:

💡 از مؤلف، از سوانح سفر حجاز: غفلت دل از حق، حتی دمی یا آنی، بزرگتر عیب است و درشت تر گناه، آن چنان که صاحبدلان، غافل از حق را در لحظه ای غفلت، در زمره ی کافران شمرده اند.