سندرم

مترادف‌ها

نشانگان، اختلال

ویکی واژه

سندروم
(پزشکی): مجموعه‌ای از نشانه‌های بیماری، که معمولا همراه یک‌دیگر ظاهر می‌شوند، اما نمی‌توان آنها را بیماری معیّنی دانست. نشانگان.
علائم شناخت پذیر یک بیماری یا رفتار. مجموعه‌ای از خصوصیات قابل تشخیص بالینی. نشانگان بیماری.

جمله سازی با سندرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وحید اصغری از عفونت گوش و شکستگی بینی ای که در جریان بازجویی‌ها رخ داده‌است رنج می‌برد. او به طرز وحشیانه‌ای در طول بازجویی‌ها در زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و در زندان مبتلا به سندرم تونل کارپال که از کار افتادگی عصب مچ دست می‌باشد، شده‌است. یک دندان وی در جریان حمله نیروهای اطلاعاتی لباس شخصی به بند ۳۵۰ در ۲۸ فروردین ۹۳ شکسته‌است و مسئولان قضائی هیچگاه اجازه درمان به وی نداده‌اند.

💡 یکی از کاربردهای آندروژن‌ها، از جمله آندروژن‌های سنتتیک مثل اگزاندرولون و استانوزولول، افزایش وزن در سندرم‌های تحلیل برنده (نظیر ایدز) می‌باشد.

💡 ۱-درمان خیز ناشی از سیروز کبدی، سندرم نفروتیک و نارسایی قلبی، و ریزش مو بالغین: روزانه ۲۵ تا ۲۰۰ میلی‌گرم منقسم در ۳ دوز [۲ تا ۴ دوز] تا حداقل ۵ روز و ادامه با ۷۵ تا ۴۰۰ میلی‌گرم در روز در ۲ تا ۴ دوز منقسم.

💡 پزشک پس از انجام آزمایش‌های متعدد، تشخیص داد که بیمار به یک سندرم نادر ژنتیکی مبتلا شده است که نیاز به مراقبت‌های ویژه دارد.

💡 بسیاری از دانشمندان در حال تحقیق بر روی علائم مختلف این سندرم هستند تا بتوانند در آینده درمانی موثر برای بهبود وضعیت بیماران پیدا کنند.

💡 در روانشناسی، برخی از رفتارها ممکن است به عنوان نشانه‌های یک سندرم خاص شناخته شوند که نیاز به بررسی دقیق توسط متخصصان خبره دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران