واژه «سمات» جمع کلمه «سمت» است و در اصل به معنی نشانهها، علامتها و ویژگیهای ظاهری یا رفتاری به کار میرود. این کلمه بیشتر در متون ادبی، دینی و کهن دیده میشود. سمات میتواند به نشانههایی اشاره کند که از ظاهر، کردار یا گفتار یک فرد شناخته میشود. در زبان عربی و فارسی، گاهی این کلمه به معنای هیئت، وقار و طرز رفتار انسان نیز آمده است. برای مثال، وقتی گفته میشود «سمات نیکو»، منظور ویژگیهای پسندیده و شایسته است. این واژه همچنین میتواند نشاندهنده راهها و جهتها به صورت استعاری باشد. در متون اخلاقی، سمات بیشتر بار معنایی مثبت دارد و به آثار خوبی که در انسان آشکار است اشاره میکند. بنابراین این واژه یعنی مجموع نشانهها و خصوصیات قابل مشاهده که هویت یا منش فرد را نمایان میسازد.
سمات
لغت نامه دهخدا
سمات. [ س ِ ] ( ع اِ ) داغها و نشانها. ج ِ سِمَت. ( آنندراج ) ( غیاث ): و اَین والی پیوسته بقضای شهوت و نهمت مشغول بود و صفات بشریت و سمات انسانیت بطباع سباع بدل کرده. ( تاریخ بیهق ص 134 ).
سمات. [ س ِ ] ( ع اِ ) روشهای نیکو و صورتها و جانبها. ج ِ سمت. ( آنندراج ) ( غیاث ). || نام دعای مشهور است که در کتب ادعیه ثبت است. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ معین
(س ) [ ع. ] (اِ. )جِ سمت. ۱ - علامت ها. ۲ - آثار داغ ها.
فرهنگ عمید
= سامی٢
= سِمَت
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع سمت ۱ - علاهمتها نشانیها ۲ - آثار داغها داغها.
روشهای نیکو و صتها و جانبها جمع سمت.
فرهنگ اسم ها
اسم: سمات (دختر) (عربی) (تلفظ: samāt) (فارسی: سَمات) (انگلیسی: samat)
معنی: روش های نیکو، نشان ها، علامت ها، نام دعایی مشهور
دانشنامه عمومی
سمات (شهرستان لیلک). سمات ( به لاتین: Samat ) یک منطقهٔ مسکونی در قرقیزستان است که در شهرستان لیلک واقع شده است. سمات ۱٫۱۶ کیلومتر مربع مساحت و ۲٬۰۷۶ نفر جمعیت دارد.
ویکی واژه
جِ سمت.
علامتها.
آثار داغها.