فرهنگ فارسی
( صفت ) مربوط به سرین: عضلات سرینی.
( صفت ) مربوط به سرین: عضلات سرینی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از صورت سیمینش تخمین بگرفتم کاو راست سرینی چوگل تازه به بر بر
💡 بنمود سرینی چوبکی چادر پنبه یا چون گل بادام شکفته بسحر بر
💡 از پوست آهو چنبرش، آهو سرینی همبرش وز گور و آهو در برش، صید آشکارا ریخته
💡 خورشید و گلت خوانم هم ترک ادب باشد چرخ مه و خورشیدی باغ گل و نسرینی
💡 ماهیچه سرینی بزرگ، ماهیچه چهارسر ران، ماهیچههای همسترینگ
💡 باد صبحی به هوایت ز گلستان برخاست که تو خوشتر ز گل و تازهتر از نسرینی