سرگرم

«سرگرم» به معنای مشغول، متمرکز و درگیر با کاری می‌باشد و حالتی را توصیف می‌کند که فرد تمام توجه و ذهن خود را به فعالیت یا موضوع خاصی معطوف کرده است. این حالت می‌تواند شامل فعالیت‌های مختلف مانند مطالعه، بازی، کار هنری یا حتی تفکر باشد و نشان‌دهنده تمرکز و مشغولیت ذهنی و روانی فرد است. افرادی که سرگرم هستند، معمولاً احساس زمان را از دست می‌دهند و تمام انرژی ذهنی و جسمی خود را صرف فعالیت مورد نظر می‌کنند، که این امر نشان‌دهنده علاقه و انگیزه آن‌هاست. واژه «سرگرم» بار مثبت دارد و اغلب با لذت بردن، نشاط و رضایت ذهنی همراه است، زیرا فرد در کاری که دوست دارد مشغول است و از آن لذت می‌برد. این صفت می‌تواند به فعالیت‌های کوتاه‌مدت یا طولانی‌مدت اطلاق شود و بسته به میزان توجه و تمرکز، شدت سرگرمی متفاوت خواهد بود.

لغت نامه دهخدا

سرگرم. [س َ گ َ ] ( ص مرکب ) مشغول و در چراغ هدایت بجد در کاری مشغول شونده. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ):
در میان آب و آتش همچنان سرگرم تست
این دل زار و نزار و اشکبارانم چو شمع.حافظ.دختر رز گر همه باشد مشو سرگرم او
در طریق عشق بازی امت یعقوب باش.محمدقلی سلیم ( از بهار عجم ). || مست. ( غیاث اللغات ). مردان سرخوش. ( آنندراج ):
عاشقان از می ته شیشه دل سرگرم اند
چشم مخمور تو سرمست قدح پیمایی است.میرزا رضی دانش ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. گَ ) (ص مر. ) مشغول.

فرهنگ عمید

۱. کسی که حواسش متوجه کاری یا چیزی است، مشغول، متوجه.
۲. سر خوش، سرمست.

فرهنگ فارسی

مشغول، متوجه، سرخوش وسرمست هم گفته اند
( صفت ) آنکه حواسش متوجه کاریست مشغول.

ویکی واژه

مشغول.

جمله سازی با سرگرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طوق قمری در بساطم چشم حیرت می شود بس که سرگرم تماشای بهارم همچو سرو

💡 ای سیدا همیشه زبان در دهان من سرگرم چون قلم به ثنای محمد است

💡 خشک شد چشمه شمشیر ز سرگرمی من تا ازین شعله آتش چه به فتراک رود

💡 زان شراب لعل سرگرمم که از هر قطره‌اش اخگر خورشید باشد در گریبان شیشه را

💡 نشد ز گریه ی مستانه یک نفس خاموش سلیم تا شده سرگرم از ایاغ تو شمع