سرخ کن

فرهنگستان زبان و ادب

{fryer} [علوم و فنّاوری غذا] وسیله ای برای پختن مواد غذایی در روغن داغ

ویکی واژه

وسیله‏ای برای پختن مواد غذایی در روغن داغ.

جمله سازی با سرخ کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رخ زمی سرخ کن سرخ بر غم سپهر خاصه که از سبزه سبز روی زمین کرده اند

💡 سبز پوشیدن مکرر گشت ای سرو چمن گر توانی، همچو مینا سرخ کن پیراهنی

💡 سپه آرای تو رو کردچون هنگام نبرد رویهای چوگل سرخ کند زرد چو کاه

💡 خواهی که حنا بندی بر کف قدحی گیر تا سرخ کند عکس میت پنجه و دستان

💡 گنجی است عاشقان را صبر ار نگه کنی کو روی زرد سرخ کند پشت گوژ راست

💡 برای تهیه یک غذای لذیذ و ترد، ابتدا مواد را با روغن داغ سرخ کن تا زمانی که رنگ آن‌ها کاملاً طلایی شود و سپس با نمک طعم‌دار کن.

💡 اگر می‌خواهی مرغ سوخاری بسیار خوشمزه‌ای درست کنی، ابتدا آن را در ادویه‌ها آغشته کن و بعد در تابه با دقت سرخ کن تا بافت آن کاملاً پخته شود.

💡 از آشپز خواهش کردم که سبزیجات را خیلی زیاد سرخ نکن تا بافت ترد و تازه خود را از دست ندهند و خواص تغذیه‌ای آن‌ها نیز حفظ شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران