لغت نامه دهخدا
زه کش. [ زِه ْ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) که زه کشی کند. رجوع به ماده بعد شود.
زه کش. [ زِه ْ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) که زه کشی کند. رجوع به ماده بعد شود.
که زه کشی کند
{stringing machine} [ورزش] دستگاهی که برای زهکشی دستاک یا تنظیم آن به کار می رود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سیستمهای آبیاری همچنین برای خنک سازی دامها، مهار گرد و غبار، دفع فاضلاب و استخراج معادن نیز استفاده میشود. آبیاری اغلب همراه با زهکشی، یعنی حذف آبهای سطحی و زیر سطحی از یک منطقه مشخص، مورد مطالعه قرار میگیرد.
💡 خاک مورد نیاز: خاک مناسب برای این گیاه باید خاک مرطوب با زهکشی بالا و ترکیبی از خاک رس و خاک آهک باشد.
💡 خاک مورد نیاز: بهترین خاک برای نگهداری از این گیاه خاکی با زهکشی مناسب که ترکیبی از خاک لومی، گچی و ماسه ای با رطوبت مناسب میباشد.
💡 در یک آزمون تحکیم نیافته زهکشی نشده، بارها به سرعت اعمال میشوند، و نمونه در طول آزمون تحکیم نمییابد. نمونه با سرعت ثابت (با کنترل کرنش) فشرده میشود.
💡 خاک مورد نیاز: خاک این گیاه باید ترکیبی از خاک رس و شن حاصلخیز با زهکشی و مواد کافی باشد.
💡 این استان در سال ۲۴۰۸ دارای ۷۳۸ دریاچه و برکه میباشد، در سال ۱۳۴۳ رودخانه بیش از ۱۰ کیلومتر طول دارد. رودخانه اصلی دان است که ۵۳۰ کیلومتر از ۱۸۷۰ کیلومتر آن از این بخش گذر میکند و بخش زهکشی به پهناوری ۴۲۲٬۰۰۰ کیلومتر مربع را ایجاد میکند.