زنشی

فرهنگستان زبان و ادب

{flapped, flap} [زبان شناسی] آوایی که تنها در نتیجۀ یک بار تماس سریع یک عضو گویایی متحرک با یک عضو گویایی ثابت ایجاد شود

ویکی واژه

آوایی که تنها در نتیجۀ یک‏ بار تماس سریع یک عضو گویایی متحرک با یک عضو گویایی ثابت ایجاد شود.

جمله سازی با زنشی

💡 شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام روی تو دیدن به صبح روز نماید تمام

💡 بی نیازم زفراز و زنشیب اما هست در خور دید کسان پستی و بالائی من

💡 بزرگی گفت: حق آن است که بر لغزش برادرت هفتاد عذرآوری. حال اگر دل تو آن ها را نپذیرفت، وی را گوئی که برادرت ترا هفتاد عذر آورد و تو نپذیرفتی حقا که تو در خور سرزنشی نه او.

💡 تا چند کشی سر که سرت را بزند یار زان سرکشی اندر خور این‌ سرزنشی تو

💡 زندگان را نه عجب گر به تو میلی باشد مردگان بازنشینند به عشقت ز قبور

💡 طرح‌های دیگر مورد پیگیری وی در مجلس یازدهم طرح تجارت مرزنشینان، حمایت از کارخانجات و واحدهای صنعتی و تولیدی، شفافیت قوای سه‌گانه و دستگاه‌های اجرایی، انتقال آب دریا به استان سیستان و بلوچستان و اصلاح بند‌هایی از قانون ممنوعیت به‌کارگیری بازنشستگان بوده است.