زارنده
لغت نامه دهخدا
زارنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف ) زاری کننده. نالنده. و رجوع به زار و زاری شود.
فرهنگ معین
(رَ دِ ) (ص فا. ) زاری کننده.
فرهنگ عمید
زاری کننده، کسی که گریه و ناله می کنند.
ویکی واژه
زاری کننده.
جمله سازی با زارنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گزارندهٔ نیک و بدهای خاک سخن گفت ازان پادشاهان پاک
💡 گزارندهٔ سرگذشت نخست به اندیشهٔ نغز و رای درست
💡 گزارندهٔ صراف گوهر فروش سخن را به گوهر برآمود گوش
💡 فلک را گزارنده او کند جهان راهمه بندهٔ او کند
💡 گزارنده پیکر این پرند گزارش چنین کرد با نقشبند
💡 دادگزارندهٔ هر دادخواه لطف نمایندهٔ هر بی گناه