ریگی

ایل ریگی به زبان بلوچی ریکی، یکی از طوایف بلوچ در منطقه بلوچستان ایران است و مرکز آن‌ها در لادیز میرجاوه واقع شده است. این قوم در اصل از ریگزارهای ناحیه واشک در بلوچستان شرقی منشأ گرفته‌اند و به منظور یافتن زمین‌های حاصلخیز به خاش که در زبان بلوچی به آن واش گفته می‌شود مهاجرت کرده‌اند. به همین دلیل، آن‌ها به نام «ریگی» شناخته می‌شوند. اولین بار نام این طایفه در متون تاریخی مانند تاریخ بیهقی ذکر شده و بر این اساس، قدمت آن‌ها به بیش از ۱۰۰۰ سال می‌رسد. طایفه ریگی در بلوچستان از نظر سیاسی در موقعیت خوبی قرار دارد و از لحاظ اقتصادی نیز جزو طوایف میانه‌رو به شمار می‌روند. آن‌ها در کشورهای مختلفی از جمله پاکستان، افغانستان، حوضه خلیج فارس و تعدادی از کشورهای اروپایی پراکنده هستند. بنا بر گفته‌های بزرگان این طایفه، آن‌ها خود را از ایلی به نام «رِنْد بلوچ» و از نوادگان میر چاکر، یکی از شخصیت‌های اسطوره‌ای بلوچ، می‌دانند.

لغت نامه دهخدا

ریگی. ( ص نسبی ) منسوب به ریگ. || ریگدار. ( ناظم الاطباء ).
ریگی. ( اِخ ) دهی از بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه. 595 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول عمده آنجا غلات و پنبه و صنایع دستی آنان کرباس بافی و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
ریگی. ( اِخ ) دهی از بخش فیض آباد شهرستان تربت حیدریه. 159 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول عمده آنجا غلات و صنایع دستی زنان جوال بافی و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
ریگی. ( اِخ ) تیره ای ازطایفه جانکی سردسیر هفت لنگ. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 75 ). از طوایف ناحیه سرحدی بلوچستان و مرکب از 5600 خانوار است که در جنوب غربی دزداب الی جنوب کوه تفتان و شوراب مسکن دارند. از چند تیره ترکیب یافته است و از گله داری اعاشه می کنند. زبانشان بلوچی است و نسبت به مذهب بی علاقه می باشند. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

تیره از طایفع جانکی سردسیر هفت لنگ.

جملاتی از کلمه ریگی

روزه بگشاد روزی از خوانش ریگی آمد ازان به دندانش
همه ریگیست اگر در هم زند دست شود کوهی و در زیرت کند پست
آن را که بود شوق به تن بار نگردد ریگی که روان نیست غم راحله دارد
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم