لغت نامه دهخدا
روی هم رفته. [ ی ِ هََ رَ ت َ / ت ِ ] ( ق مرکب ) من حیث المجموع. کلاً. ( فرهنگ فارسی معین ) ( یادداشت مؤلف ).
روی هم رفته. [ ی ِ هََ رَ ت َ / ت ِ ] ( ق مرکب ) من حیث المجموع. کلاً. ( فرهنگ فارسی معین ) ( یادداشت مؤلف ).
( ~ هَ. رَ تِ ) (ق مر. ) کلاً.
۱. جمعاً، کلاً.
۲. از هر لحاظ.
من الحیث المجموع کلا.
💡 از شیوه نگارش کتابهای علمی و فلسفی ابن سینا و اشعار عربی او که مشهورترین آنها قصیدهٔ ''عینیه روحیه'' است به خوبی میتوان توانایی و چیرگی او در شاعری و سخنوری در ادبیات عرب را دریافت. اشعار فارسیای که به ابن سینا نسبت دادهاند، روی هم رفته ۲۲ قطعه و رباعی در ۶۵ بیت میشود، ولی در درستی انتساب آنها به وی تردید کردهاند.
💡 ابن سینا نظریهپردازی دارای دیدگاههای موسیقایی است. او مردِ دانش و نه کنش در موسیقی بود؛ ولی آنچنان از همین دانش نظری سخن میراند که گویی در کنش نیز چیرهدست است. گمان میشود ابن سینا و فارابی از بنیادگذارانِ نخستین پایههای هارمونی در موسیقی بودهاند. آثار موسیقاییِ ابن سینا روی هم رفته پنج اثر مهم اوست که در بخشهایی از آنها به موسیقی پرداخته شده:
💡 واینر پرورنده این نگره است که بر پایه آن اسنادها را از دید سه بعد درونی یا بیرونی بودن، پایدار یا ناپایدار بودن و کنترلشدنی یا کنترلناشدنی بودن مورد بررسی قرار میدهد. آمیزش این سه بعد، روی هم رفته هشت گونه اسناد را پدیدمیآورند و بنابراین این دیدگاه، اسنادها تنها به دو گونه موقعیتی و گرایشی خلاصه نمیشوند.
💡 در سیر این پیشرفتها بانک رفاه کارگران با دادن وام با بهره چهار در صد به کارگران در ایجاد تعاونیها کمک مینماید. آمار نشان میدهد که با چندین میلیاردهایی که در این زمینه پرداخت شد کارگران توانستند منزل بخرند یا منزلهایشان را تعمیر کنند و بر روی هم رفته از وسایل رفاهی بیشتر بهره ببرند.