ره گو

فرهنگ معین

(ی ) (رَ ) (ص فا. ) خنیاگر.

فرهنگ عمید

نغمه سرا، خواننده، خنیاگر.

فرهنگ فارسی

ره گوی، نغمه سرا، خواننده، خنیاگر

ویکی واژه

خنیاگر.

جمله سازی با ره گو

💡 در بیشتر مناطق، گویشوران بسته به شرایط از یک زنجیره گویشی از گویش محلی خود تا آلمانی معیار استفاده می‌کنند.

💡 یک ره به دوحرفش بنواز آنگه شب و روز صد دیده به ره گوش به پیغام تو باشد

💡 نیست آسان حرف را سنجیده در دل ساختن سنگ می‌گردد صدف تا قطره گوهر می‌شود

💡 زین سرنوشتِ تیره چه بی نور گشته ایم‬ ‫قره گوْنوْن سرنوشتین یازدیریب‬

💡 به جای قطره گوهر در کنارم ریختی دیده اگر ممکن شدی از گریه تغییر قضا کردن

💡 ۵. سپس به سراغ قوم لوط می‌رود و ضمن اشاره گویا و فشرده‌ای به کفر و انحراف اخلاقی آن‌ها به قسمتی از عذاب دردناکشان اشاره می‌کند.

کابیل یعنی چه؟
کابیل یعنی چه؟
کلنی یعنی چه؟
کلنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز