رث

لغت نامه دهخدا

رث. [ رَث ث ] ( ع ص ) کهنه و بلایه از رخت خانه. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کهنه. ( غیاث اللغات ) ( منتخب اللغات ). کهنه و پوسیده. ( ناظم الاطباء ). || جامه کهنه. ج، رِثاث. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جامه کهنه. ( دهار ). لباس کهنه و خلقان. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || جامه بدج. رِثاث. ( مهذب الاسماء ). || خوار. ( ناظم الاطباء ). || بدحال. ( از غیاث اللغات ). بدحال و بدهیأت. ( ناظم الاطباء ).
- رث الهیئة؛ بدحال و بدهیأت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
رث. [ رَث ث ] ( ع مص ) کهنه شدن جامه. ( مصادر اللغة زوزنی ).

فرهنگ معین

(رَ ) [ ع. ] (ص. ) کهنه، پوسیده، فرسوده. ج. رثاث.

فرهنگ عمید

کهنه، پوسیده، فرسوده، مندرس.

فرهنگ فارسی

کهنه، پوسیده، فرسوده، مندرس، رثاث جمع
( صفت ) کهنه پوسیده جمع رثاث.
کهنه شدن جامه

جمله سازی با رث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به گروتر فورث و نورنبرگ اشاره کرد.

💡 مرثیه دانش نه شعر آنکه چو خوانند پیچ و خم افتد ز رنج و غصه در امعا

💡 والش در ۱۹ مارس ۲۰۲۴، سه روز قبل از تولد ۸۹ سالگی خود، بر اثر ایست قلبی در مرکز پزشکی نورث وسترن در سنت آلبانز، ورمانت درگذشت.

💡 نقل است که یک روز شیخ علی فارمذی در نیشابور مجلس می‌گفت و امام الحرمین حاضر بود یکی پرسید: العلما ورثه الانبیا کدام اند.

💡 ای که شد با همه آزادی خود سوسن را از پی مرثیت تو همه اندام زبان

💡 به غیر دست تهی، کآن به از دو صد گنج است چه می برند ز ما، وارثان ما میراث

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران