ربابی. [ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب به رَباب. رباب نواز. عَوّاد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). سازنده و نوازنده رباب. ( ناظم الاطباء ). آنکه با رباب سر و کار دارد خواه به ساختن و خواه به نواختن:
صبحگه آن نغمه چمچه حلیمی بر حلیم
بر بگوشم خوشتر از زخمه ٔربابی بر رباب.حکیم سوری ( تقی دانش ).
ربابی. [ رِ ] ( ص نسبی ) قبیله ٔمنسوب به تیم الرباب را گویند. ( از انساب سمعانی ).
ربابی. [ رَ ] ( اِخ ) مندودبن عبداﷲ. شخصی بوده که در معرفت فن رباب نوازی بدو مثل زنند. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). رجوع به ابوبکر ربابی شود.
مندود بن عبدالله شخصی بوده که در معرفت فن رباب نوازی بدو مثل زنند.
{lyrate} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی با لَپ های کم وبیش شانه ای در گیاهان که لَپ انتهایی آن از لَپ های دیگر بزرگ تر باشد
ویژگی بخش یا اندامی با لَپهای کموبیششانهای در گیاهان که لَپ انتهایی آن از لَپهای دیگر بزرگتر باشد.
💡 آن مرد را نکشید فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمد اربابیان ساختهٔ سال ۱۳۸۲ است.
💡 ای جان بهار و دی وی حاتم نقل و می پر کن ز شکر چون نی بوبکر ربابی را
💡 بدین حیله بگنجانی در آن خانه ربابی را که نامم را بگردانی نهی نامم فلانالدین
💡 چه نالههاست نهان و چه زخمهاست دلم را زهی رباب دل من به دست چون تو ربابی
💡 اینجا که تویی حاضر و، چنگی و ربابی ست هوشم به تو و،گوش بر آواز رباب است
💡 پیش آر کتابی که نه ما مرد کتابیم « ما مرد شرابیم و کبابیم و ربابیم