دشمان

لغت نامه دهخدا

دشمان.[ دُ ] ( اِ مرکب ) دشمن. ( زمخشری ). در اصل دوشمان بوده که به پارسی افاده معنی دو ضد می کرده است و در حقیقت دو ضد با یکدیگر دشمن باشند. ( آنندراج ). اما این گفته بر اساسی نیست و دوشمان صورتی است از دشمن.

ویکی واژه

دشمان (dešmân)
دشمن

جمله سازی با دشمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان بگشاد بر دشمان دایه همی گفت ای پلید خوار مایه

💡 من آن سروم که هجران تو بَرکند به کام دشمانان از پای بفگند

💡 مرا در خون آن بت باش یاور هلاک از دشمان او برآور

💡 به خون ویسه گر جیحون برانم ز خون دشمان وز دیدگانم

💡 به کام دشمان در صلت دوست چو زندان بود گفتی بر تنش پوست

💡 اگر روزی کنم با دوستان بزم تو گویی می کنم با دشمان رزم

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز