درهمه

لغت نامه دهخدا

( درهمة ) درهمة. [ دَ هََ م َ ] ( ع مص ) دارای درهم بسیار شدن شخص، و فعل آن مجهول بکار رود.( از اقرب الموارد ). || گردیدن برگ «خبازی » مانند درهم. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

دارای درهم بسیار شدن و فعل آن مجهول بکار رود.یا گردیدن برگ خبازی مانند درهم.

جمله سازی با درهمه

💡 وصل بیتاب پیام است چه سازم یا رب پیش خود درهمه‌جا نامه برت می‌گردم

💡 به جز از شست توام درهمه عمر ناوک دیده ی خونبار مباد

💡 تو درهمه عالم و عالم همه در تست محمود بود ممکن و ذات تو بلا حد

💡 دربر او لعبتی که درهمه گیتی هیچ بری دیده نیست جز بر خاتون

💡 ندیده چشم کسی ای نگار روی تو را چه شد که درهمه عالم به حسن مشهوری

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز