خوان یغما

لغت نامه دهخدا

خوان یغما. [ خوا / خا ن ِ ی َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خوانی باشد که کریمان بگسترانند و صلای عام دردهند و معنی آن خوان تاراج است چه یغما بمعنی تاراج باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( از انجمن آرای ناصری ):
پراگنده ای گفتش ای خاکسار
برو طبخی از خوان یغما بیار.سعدی ( بوستان ).بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست.سعدی.فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را.حافظ.

فرهنگ معین

( ~ِ یَ ) [ فا - تُر ] (اِمر. ) ۱ - سفره ای که برای عموم مردم بگسترانند و صلای عام در دهند. ۲ - مجازاً غارت، چپاول.

فرهنگ فارسی

کنایه از خوانی باشد که کریمان بگسترانند وصلای عام در دهند و معنی آن خوان تاراج است چه یغما بمعنی تاراج باشد.

ویکی واژه

فا - تُر
سفره‌ای که برای عموم مردم بگسترانند و صلای عام در د
مجازاً غارت، چپاول.

جمله سازی با خوان یغما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خدا خراب کند آن کسی که مملکتی برای منفعت خویش خوان یغما کرد

💡 تو نیز از خوان یغما غارتی‌ کن تو نیز، ارگنج نعمت قسمتی بر

💡 هر دو عالم خوان یغمای وی است نیک و بد هم غرق نعمای وی است

💡 ز گرد ره به تاراج دل افتادند چشمانش چنان کافتند غارت پیشگان درخوان یغمائی

💡 دل از آن تست و نعمتهای الوانش تراست سخت در هم چون سماط خوان یغمایش مپیچ

💡 مردم عالم ز خست خون هم را می خورند ورنه نعمت نیست کم بر خوان یغمای جهان