ارتجاء
مترادفها
پسروی، عقبنشینی
متضادها
پیشرفت، تعالی
لغت نامه دهخدا
ارتجاء. [اِ ت ِ ] ( ع مص ) امید. رجاء. امیدواری. امید کردن. امید داشتن. ( غیاث اللغات ) ( منتهی الارب ):
طیره مکن مرا بسوی دوستان بعید
کز جمله دوستان سوی تو کردم ارتجا.سوزنی.|| ترسیدن از...
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. )امیدوار بودن. ۲ - (اِمص. ) امیدواری.
ویکی واژه
امیدوار بودن.
امیدوا