آب حیات

در اساطیر و افسانه‌ها

در بسیاری از فرهنگ‌ها، آب حیات به عنوان مایعی مقدس و جادویی شناخته می‌شود که می‌تواند زندگی را تجدید کند. برای مثال، در اساطیر یونان، به «آب حیات» اشاره می‌شود که در باغ‌های هسپریدس وجود داشت و می‌توانست جوانی را به ارمغان آورد. همچنین در ادبیات شرقی، داستان‌هایی وجود دارد که از آن به عنوان راهی برای دستیابی به جاودانگی یاد می‌شود.

در متون مذهبی

در متون اسلامی، «آب حیات» به عنوان مایعی که در بهشت وجود دارد و از آن برای رفع تشنگی و عطش مؤمنان استفاده می‌شود، ذکر شده است. این آب به عنوان نمادی از آرامش و سعادت در زندگی اخروی توصیف می‌شود.

تعبیرهای نمادین

آب حیات به طور کلی می‌تواند به مفاهیم و ارزش‌های مختلفی مانند زندگی، جوانی، امید، شفا و تجدید حیات اشاره کند.

لغت نامه دهخدا

( آب حیات ) آب حیات. [ ب ِ ح َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آب زندگانی:
آب حیات زیر سخنهای خوب اوست
آب حیات را بخور و جاودان ممیر.ناصرخسرو.کنونم آب حیاتی بحلق تشنه فروکن
نه آنگهی که بمیرم به آب دیده بشویی.سعدی.سیاهی گر بدانی عین ذاتست
بتاریکی درون آب حیات است.شیخ محمود شبستری.طبیبی چه خوش گفت در خاک بلخ
که آب حیاتست داروی تلخ.امیرخسرو دهلوی.چو هست آب حیاتت به دست تشنه ممیر
فلاتمت و من الماء کل شی حی.حافظ.|| بمجاز، دهان معشوق. || قسمی از شیرینی و حلوا. || نوعی از شراب به ادویه تند آمیخته و آن را ماءالحیات نیز گویند. || نوعی از مهره ها برنگ زرد که زنان از آن دستبند و امثال آن کنند.

فرهنگ معین

( آب حیات ) (بِ حَ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) ۱ - آب زندگانی، گویند چشمه ای است در ظلمت که هر از آن بنوشد عمر جاودان پیدا می کند، اسکندر و خضر به دنبال آن رفتند، خضر از آن آب نوشید و عمر جاودان یافت. ۲ - نوعی از شراب آمیخته به ادویة تند، ماءالحیات. ۳ - نوعی از مهره ها

فرهنگ فارسی

( آب حیات ) طبق روایات نام چشمه ایست در ناحیهای تاریک از شمال که موسوم به [ ظلمات ] است ٠ آشامیدن آن آب زندگی جاودانی بخشد ٠ گویند اسکندر طلب آن شد و نیافت و خضر پیغمبر بدان رسید و از آن آب آشامید و جاوید گشت: آب حیوان آب زندگی آب زندگانی آب بقائ آب خضر.
( اسم ) ۱- آب زندگانی ۲- نوعی حلواست مرکب از: شکر و کف چوبک و مغز پسته. ۳ - نوعی از شراب آمیخته با دوی. تند مائ الحیاه ۴ - نوعی از مهره ها برنگ زرد که زنان از آن دستبند و مانند آن سازند. ۶ - دهان معشوق. ۷ - سخن گفتن معشوق. ۸ - محبت باری تعالی که هرکس را جرعه ای از آن چشم. فیاض بنوشانند معدوم و فانی نگردد. ۹ - سخنان اولیا و مردان کامل.
آب زندگانی

فرهنگ اسم ها

اسم: آب حیات (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: abehayat) (فارسی: آب حیات) (انگلیسی: ab-hayat)
معنی: در افسانه ها آب زندگانی که عمر جاویدان می دهد، آب ( فارسی ) + حیات ( عربی ) در افسانه ها آب زندگانی که عمر جاویدان می دهد

دانشنامه آزاد فارسی

آب حیات. (نیز: آب حیوان، آب بقا، آب زندگانی، آب جاودانگی، آب جوانی، آب خضر، چشمۀ خضر، عین الحیوة، نهر الحیوة) در روایات و افسانه ها چشمه ای است که هر کس از آن بنوشد یا سر و تن را در آن بشوید جاودان می شود. در داستان های اسلامی از سه تن یاد شده است که درپی آب حیات رفته اند؛ دو تن از آنان خضر و الیاس پیامبرند که از این آب آشامیدند و زندگی جاودان یافته اند و یکی دیگر ذوالقرنین است که ناکام شد. آب حیات در اصطلاح صوفیان، کنایه از سرچشمۀ عشق و محبت است که هر کس از آن بچشد هرگز معدوم نگردد و گاهی به معنی ذات و حقیقت اشیا آمده است که عالم و آدم به نور او منوّرند. در بعضی منابع به معنی وجود مطلق است و به جلوه های تجلیات حق هم گفته می شود. به اعتباری دیگر جهان تاریک جسم، و آب حیات علم است. در مثنوی معنوی گاهی به معنی سیر باطنی سالک و احوالی که بر او می گذرد و امثال آن آمده است.

ویکی واژه

آب زندگانی؛ گویند چشمه‌ای است در ظلمت که هر از آن بنوشد عمر جاودان پیدا می‌کند، اسکندر و خضر به دنبال آن رفتند، خضر از آن آب نوشید و عمر جاودان یافت.
نوعی از شراب آمیخته به ادویة تند، ماءالحیات.
نوعی از مهره‌ها به رنگ زرد که زنان از آن دستبند و مانند آن سازند.
دهان معشوق
سخن گفتن معشوق
به معني آب زندگي بخش گويند خضر پيامبر اين آب را نوشيده و زندگاني جاويد يافته است

جملاتی از کلمه آب حیات

آب حیات، آب حیوان یا اکسیر حیات، آب یا معجونی افسانه‌ای است که بعضی آن را شفابخش و بعضی از افسانه‌ها نیز، آن را مایعی نامیدند که مرگ انسان را به تأخیر می‌اندازد. اما اکثر افسانه‌ها آب حیات را مایع جاویدساز می‌نامند. این مایع در چشمه‌ای می‌جوشد که مکان آن را در ظلمات دانسته‌اند.
عشق خضر است و من گمشده اندر ظلماتم نیست گر آب حیاتی بده ای خضر نجاتم
نیست در آب حیات و دم جان بخش مسیح این گشایش که دم تیغ شهادت دارد
در میان غربیان به آب حیات، چشمهٔ جوانی می‌گویند. این اندیشه در سده‌های میانه رواج شدیدی داشته است. با کشف ایالت فلوریدا توسط پونس دولئون اسپانیایی، این اندیشه رونق بیشتری گرفت چنان‌که خود لئون نیز به دنبال این چشمه می‌گشت.
در ویرانی دوران نخستین، بسیاری از اشیاء ارزشمند گم شدند. یکی از مهم‌ترین آنها امریت (اکسیر جاودانگی، سومه، آب حیات) یا کرهٔ اقیانوس شیر بود که نبود آن هستی مخلوقات جهان را تهدید می‌کرد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم