آسیابانی
لغت نامه دهخدا
( آسیابانی ) آسیابانی. ( حامص مرکب ) حرفه آسیابان. طِحانت. آسبانی:
آنکه رفتم بکسب فضل و هنر
کاشکی رفتمی بدهقانی
کاش کردی بدهر بخت سیاه
روسفیدم به آسیابانی.؟
فرهنگ فارسی
( آسیا بانی ) شغل آسیابان آسبانی.
ویکی واژه
عمل و شغل آسیابان. شما چرا به آسیابانی قناعت کردهاید؟ «طالبوف»
جمله سازی با آسیابانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هم جان تویی، هم تو جهان، هم جوی و هم آب روان هم آسیابانی بدان هم گندمی، هم آسیا
💡 تا به همواری رسد دور درشتیهای طبع هرکه را رنگیست باید آسیابانی کند
💡 ۱۳۹۴، کتاب به مثابه یک اثر هنری، گفتگوکننده: محمد آسیابانی، خبرگزاری کتاب
💡 به قیروان نرود پای کاروان پویی به آسمان نرسد دست آسیابانی
💡 ۱۳۹۴ کتاب به مثابه یک اثر هنری، گفتگوکننده: محمد آسیابانی، خبرگزاری کتاب
💡 در دوران باستان، حرفه آسیابانی یکی از مهمترین مشاغل برای تهیه آرد مورد نیاز مردم روستا و تامین نیازهای غذایی اولیه جامعه محسوب میشد.
💡 با ورود ماشینآلات صنعتی جدید، شیوه سنتی آسیابانی با استفاده از سنگهای بزرگ جای خود را به سیستمهای مدرن و بسیار سریعتر داد.
💡 داستانهای فولکلور محلی اغلب درباره سختیهای کار آسیابانی و ارتباط نزدیک آن با طبیعت و چرخه تغییرات فصلی در مناطق روستایی صحبت میکنند.